ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )
810
تاريخ ذو القرنين ( فارسى )
شررافشانى سربازان صاعقهبار از صدر زين بر زمين ريختند و جمعى نيز دستگير گشته ، بقيّة السيف به دامان فرار آويختند . در اواخر شهر محرم الحرام سنهء يك هزار و دويست و چهل و هشت ، در دار الخلافهء طهران اين خبر به عرض شاهنشاهى رسيد و محمد خان سرهنگ در ازاى اين خدمت ، مورد التفاتى بىنهايت گرديد . طايفهء رواندوز پس از وقوع اين صدمهء عافيتسوز در سقناقات خويش پاى به دامان احتياط كشيدند تا بالاخره از صدمات سرعسكران آل عثمان ، بالمرّه ضايع و گمنام گرديدند . ذكر منازعهء نوّاب شاهزادگان عراق در دفعهء ثانى و دفع آن از حكم محكم اعلى حضرت صاحبقرانى در وقايع سنهء يك هزار و دويست و چهل و شش ايراد شد كه نوّاب شاهزادگان عراق را باهم منازعه دست داد و حضرت حسام السلطنه محمد تقى ميرزا صاحباختيار بروجرد و جاپلق و احشامات بختيارى را خسارات كلى اتفاق افتاد . در اوقاتى كه معزىاليه و نوّاب حشمت الدوله محمد حسين ميرزا صاحباختيار سرحدّات عراقين عرب و عجم در چمن كمره شرفياب ركاب فيروزىمآب بودند ، امناى دولت قاهره خسارت نوّاب حسام السلطنه را به گرفتن تمسّكى از سركار حشمت الدوله رفع نمودند كه مبلغى معيّن در عوض آن خسارت داده ، پس از آن پيوسته با همسايگان در مقام موافقت ايستاده باشد . از اتفاقات ، نوّاب محمد حسين ميرزا از اداى وجه خسارت با وجود وجه حجّت نكول كرد و صورت اين معنى در ظرف حوصلهء نوّاب حسام السلطنه تاب نياورد . بدون مراجعه به اولياى دولت قاهره ، به خيال تصرف در ولايات خوزستان و لرستان افتاد و نوّاب اميرزاده ابو الفتح ميرزا ولد ارجمند خود را كه بطنا نبيرهء مرحوم حاجى ابراهيم خان